أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
166
تجارب الأمم ( فارسى )
در بار او مىآمدند . انوشروان ، دانشمندان را بزرگ مىداشت ، وى بر جان [ 1 ] را بگشود و بازگشت و در بند [ 2 ] را بساخت . عبد الله پدر پيامبر ، و پيامبر ( ص ) خود نيز به روزگار او كه پادشاهى وى چهل و هشت سال بود بزادند . عبد الله در بيست و چهارمين سال پادشاهى او زاده بوده است . انوشروان كس به نزد منذر نعمان كه مادرش ماء السماء زنى از زنان يمن بود ، فرستاد و او را بر تازيان حيره و سرزمينى كه حارث عمرو بر آن فرمان مىراند پادشاه كرد و كار كشور را به سامان بازگردانيد . [ راست آوردن كار باج گزارى براى افزايش دارايى كشور ] بهترين چارهاى كه انوشروان براى افزايش دارايى و بارور كردن خواسته بينديشيد و به كار بست آن بود كه ، پس از آن كه وى از كار مرزها و كار شاهان پيرامون بياسود و كارها و پرداختهاى بايستهء دورترين شاهان را از توران و خزران و هندوان باز نمود و شام و مصر و روم را به خواستهاى كلان به پادشاه روم بفروخت و به پرداخت باج سرانه و سالانهاش وادار ساخت تا به كشورش لشكر نكشد ، آن گاه ، در آيين باجگزارى و سرچشمههاى دارايى كشور كه شاهان پيشين داشتهاند ، نگريست [ 98 ] و ناگهان بديد كه از مردم برخى خورههاى كشور يك سوم برداشت ، و از برخى يك چهارم ، و از برخى يك پنجم ، و از برخى ديگر يك ششم بر پايهء چند و چون آب و آبادانى كه از آن برخوردارند باج گيرند و سرانه نيز به اندازهاى بستانند . كوات در واپسين روزهاى پادشاهى خويش فرموده بود تا زمينها را چه كوه و چه دشت بپيمايند تا مردم باج بر پايهء آن گزارند . ليك كار پيمايش به انجام نرسيده بود كه كوات بمرد و چون انوشروان پادشاه شد فرمود تا كار به پايان برند و خرمابنان و زيتونبنان و جز آن را و نيز سرها را بشمرند . سپس فرمود تا دبيران ، آمار درشت بيرون آرند بى آن كه خرد خرد باز نمايند . آن گاه مردم را بار داد و دبير را فرمود تا آن آمارها كه از
--> [ ( 1 ) ] بر جان : به پهلوى Varjan شهرى در جزر ( مراصد ) جَزَر بازگونه جُرْز است و جُرْز تازى شدهء گرج كه همان گرجستان باشد ، ورج ، برج ، گرج : حرفهاى اول اين سه گويش در بسيارى واژگان جاى يك ديگر مىنشينند ( وراز ، براز ، گراز ) . برخى نيز آن را همان بلغار امروزى دانند . نيز نگاه كنيد به دكتر محمدى ، الترجمة و النقل عن و الفارسية ص ( 71 - 73 ) ، الدراسات الادبية ، سال سوم شماره سوم ص ( 364 - 365 ) . [ ( 2 ) ] در متن : باب الأبواب . در بند نوشروان نيز گويند . شهرى است در كنار درياى خزر . ( مراصد الاطلاع ) .